پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385
28 اردیبهشت زاد روز حکیم عمر خیام
هر سبزه که بر کنار جویس رسته است
گویی ز لب فزشته خویی رسته است
پا تا سر سبزه ای به خاری ننهی
کین سبزه ز خاک لاله رویی رسته است
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385
به بهانه ی فاجعه ی تروریستی در جاده کرمان - بم
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385
یاد روز فردوسی
۲۵ اردیبهشت یادروز استاد سخن ابوالقاسم فردوسی
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
(واقعا که دستت درد نکنه استاد)
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385
به یاد حسین خان منزوی
۱۶ اردیبهشت از بهاری شاعر کش منزوی به انزوای خاطر پوسیدمان پیوست.
ای وای ای وای ...
چگونه بال زنم تا به ناكجا كه تويي
بلندمي پرم اما ، نه آن هوا كه تويي
تمام طول خط از نقطه ي كه پر شده است
از ابتدا كه تويي تا به انتها كه تويي
ضمير ها بدل اسم اعظم اند همه
از او و ما كه منم تا من و شما كه تويي
تويي جواب سوال قديم بود و نبود
چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا كه تويي
به عشق معني پيچيده داده اي و به زن
قديم تازه و بي مرز بسته تا كه تويي
به رغم خار مغيلان نه مرد نيم رهم
از اين سغر همه پايان آن خوشا كه تويي
جدا از اين من و ما و رها ز چون و چرا
كسي نشسته در آنسوي ماجرا كه تويي
نهادم آينه اي پيش روي آينه ات
جهان پر از تو و من شد پر از خدا كه تويي
تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده اي
نوشته ها كه تويي نانوشته ها كه تويي
(حسین منزوی)
جمعه یکم اردیبهشت 1385
1 اردیبهشت یاد روز سعدی
به جان خسته دلان سعدیا که ملک وجود
نیرزد آن که دلــــــی را ز خـود بیازاری


