دلنوشته های من
و این منم زنی... نه مردی...نه بابا همون پویا آریانا
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385
به یاد شریعتی
۲۹ خرداد یاد روز شهادت علی شریعتی
خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز
خود چگونه مردن را خواهم آموخت.

نوشته شده توسط پویا آریانا
در 13:34 | لینک ثابت
•
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
چشمهای تو یعنی وطن/یغما گلرویی
باشكوهي! مثل ِ آوازِ عشاير وقتِ كوچ
مثل ِ رقصيدن ِ مرداي گرسنه ي بلوچ!
مثلِ ِ نقش ِ كاشي كاري رو يه طاق آجُري!
مثل ِ ضرباي دُهُـل تو يه ترانه ي لري!
تو قشنگي! مث ِبرق ِ سينه ريز ِ نقره كوب!
مث ِ لهجه ي زُلال ِ ماهيگيراي جنوب!
مث ِ يه دف زنِ كـُرد، يا يه سوار ِ تركمن!
نمي ذاري تن بدم به ننگ ِ آواره شدن!
همخاك ِ من! همحادثه! چشماي تو يعني: وطن!
از عطر ِ تو شروع مي شن مرزاي سرزمين ِ من!
بي دريغي! مثل ِ جنگلاي تن سبز ِ شمال!
رو سرانگشتِ توئه هلال ِ ماه ِ دشت ِ لوت! 1
من ُ بيرون مي كِشي از توي باتلاق ِ سكوت!
ساده يي! دُرُس مثِ بومياي ساده ي كيش!
مث ِ كوچه هاي يزد ُ خونه هاي كاهگليش!
تو مثِ جادوي ِ ساز ِ عاشقاي آذري،
نمي ذاري تن بدم به غربت ُ دربه دري!
همخاك ِ من! همحادثه! چشماي تو يعني: وطن!
از عطر ِ تو شروع مي شن مرزاي سرزمين ِ من!
مثل ِ رقصيدن ِ مرداي گرسنه ي بلوچ!
مثلِ ِ نقش ِ كاشي كاري رو يه طاق آجُري!
مثل ِ ضرباي دُهُـل تو يه ترانه ي لري!
تو قشنگي! مث ِبرق ِ سينه ريز ِ نقره كوب!
مث ِ لهجه ي زُلال ِ ماهيگيراي جنوب!
مث ِ يه دف زنِ كـُرد، يا يه سوار ِ تركمن!
نمي ذاري تن بدم به ننگ ِ آواره شدن!
همخاك ِ من! همحادثه! چشماي تو يعني: وطن!
از عطر ِ تو شروع مي شن مرزاي سرزمين ِ من!
بي دريغي! مثل ِ جنگلاي تن سبز ِ شمال!
رو سرانگشتِ توئه هلال ِ ماه ِ دشت ِ لوت! 1
من ُ بيرون مي كِشي از توي باتلاق ِ سكوت!
ساده يي! دُرُس مثِ بومياي ساده ي كيش!
مث ِ كوچه هاي يزد ُ خونه هاي كاهگليش!
تو مثِ جادوي ِ ساز ِ عاشقاي آذري،
نمي ذاري تن بدم به غربت ُ دربه دري!
همخاك ِ من! همحادثه! چشماي تو يعني: وطن!
از عطر ِ تو شروع مي شن مرزاي سرزمين ِ من!
نوشته شده توسط پویا آریانا
در 15:27 | لینک ثابت
•
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
غزل/اردلان سرفراز
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
آيينه اي به پاكي سر چشمه ي يقين
با اينكه روبروي مني و مكدري
تو عطر هر سيده و نجواي هر نسيم
تو انتهاي هر ره و آن سوي هر دري
لالاي پر نوازش باران نم نمي
خاك مرا به خواب گل سرخ مي بري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صدا خوب برايم صداتري
درهاي ناگشوده ي معناي هر غروب
مفهوم سر به مهر طلوع مكرري
هم روح لحظه هاي شكوفايي و طلوع
هم روح لحظه هاي گل ياس پرپري
از تو اگر كه بگذرم ، از خود گذشته ام
هرگز گمان نمي برم از من ، تو بگذري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
من غرقه ي تماي غرقاب هاي مرگ
تو لحظه ي عزيز رسيدن به بندري
من چيره مي شوم به هراس غريب مرگ
از تو مراست وعده ي ميلاد ديگري
از تو اگر كه بگذرم از خود گذشته ام
هرگز گمان نمي برم از من تو بگذري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
آيينه اي به پاكي سر چشمه ي يقين
با اينكه روبروي مني و مكدري
تو عطر هر سيده و نجواي هر نسيم
تو انتهاي هر ره و آن سوي هر دري
لالاي پر نوازش باران نم نمي
خاك مرا به خواب گل سرخ مي بري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صدا خوب برايم صداتري
درهاي ناگشوده ي معناي هر غروب
مفهوم سر به مهر طلوع مكرري
هم روح لحظه هاي شكوفايي و طلوع
هم روح لحظه هاي گل ياس پرپري
از تو اگر كه بگذرم ، از خود گذشته ام
هرگز گمان نمي برم از من ، تو بگذري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
من غرقه ي تماي غرقاب هاي مرگ
تو لحظه ي عزيز رسيدن به بندري
من چيره مي شوم به هراس غريب مرگ
از تو مراست وعده ي ميلاد ديگري
از تو اگر كه بگذرم از خود گذشته ام
هرگز گمان نمي برم از من تو بگذري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
نوشته شده توسط پویا آریانا
در 15:23 | لینک ثابت
•
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
یا زهرا
یا زهرا (ع)
ما شقایق های باران خورده ایم
سیلی ناحق فراوان خورده ایم
ساقه احساسمان خشکیده است
زخم ها از تیغ وطوفان خورده ایم
نوشته شده توسط پویا آریانا
در 15:8 | لینک ثابت
•
چهارشنبه سوم خرداد 1385
یاد روز آزادی خرمشهر
جماعت یه دنیا فرقه بین دیدن و ندیدن
برین از اونی بپرسین که شنیده ها رو دیدن
راز سنگرای عشق و باید از ستاره پرسید
التهاب تشنه ها رو کی می دونه غیر خورشید...
نوشته شده توسط پویا آریانا
در 15:3 | لینک ثابت
•
