یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
چشمهای تو یعنی وطن/یغما گلرویی
مثل ِ رقصيدن ِ مرداي گرسنه ي بلوچ!
مثلِ ِ نقش ِ كاشي كاري رو يه طاق آجُري!
مثل ِ ضرباي دُهُـل تو يه ترانه ي لري!
تو قشنگي! مث ِبرق ِ سينه ريز ِ نقره كوب!
مث ِ لهجه ي زُلال ِ ماهيگيراي جنوب!
مث ِ يه دف زنِ كـُرد، يا يه سوار ِ تركمن!
نمي ذاري تن بدم به ننگ ِ آواره شدن!
همخاك ِ من! همحادثه! چشماي تو يعني: وطن!
از عطر ِ تو شروع مي شن مرزاي سرزمين ِ من!
بي دريغي! مثل ِ جنگلاي تن سبز ِ شمال!
رو سرانگشتِ توئه هلال ِ ماه ِ دشت ِ لوت! 1
من ُ بيرون مي كِشي از توي باتلاق ِ سكوت!
ساده يي! دُرُس مثِ بومياي ساده ي كيش!
مث ِ كوچه هاي يزد ُ خونه هاي كاهگليش!
تو مثِ جادوي ِ ساز ِ عاشقاي آذري،
نمي ذاري تن بدم به غربت ُ دربه دري!
همخاك ِ من! همحادثه! چشماي تو يعني: وطن!
از عطر ِ تو شروع مي شن مرزاي سرزمين ِ من!
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
غزل/اردلان سرفراز
از هر صداي خوب برايم صداتري
آيينه اي به پاكي سر چشمه ي يقين
با اينكه روبروي مني و مكدري
تو عطر هر سيده و نجواي هر نسيم
تو انتهاي هر ره و آن سوي هر دري
لالاي پر نوازش باران نم نمي
خاك مرا به خواب گل سرخ مي بري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صدا خوب برايم صداتري
درهاي ناگشوده ي معناي هر غروب
مفهوم سر به مهر طلوع مكرري
هم روح لحظه هاي شكوفايي و طلوع
هم روح لحظه هاي گل ياس پرپري
از تو اگر كه بگذرم ، از خود گذشته ام
هرگز گمان نمي برم از من ، تو بگذري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
من غرقه ي تماي غرقاب هاي مرگ
تو لحظه ي عزيز رسيدن به بندري
من چيره مي شوم به هراس غريب مرگ
از تو مراست وعده ي ميلاد ديگري
از تو اگر كه بگذرم از خود گذشته ام
هرگز گمان نمي برم از من تو بگذري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
سه شنبه هجدهم بهمن 1384
گريه هاي بي صدا/سراينده:عليرضا بندري/آهنگ:احسان و آريو حبيبي/خواننده:آريو
چشمون ستاره ها بي خودي در بدره
پشت شب قايم شده اون كه اسمش سحره
از يه جاده ي غريب توي زوزه هاي باد
راهشو گم ميكنه از يه بيراهه مياد
توي تاريكي شب فكر فردا شدنه
مي شكنه دل سحر اشكاشو پاك مي كنه
گريه هاي بي صدا ديگه بسه عزيزم
تو به جاي من بخند من به جات اشك مي ريزم
من هنوز منتظرم پشت شيشه اي كه نيست
از هنوزي كه نبود از هميشه اي كه نيست
من يه دره ي عميق تو يه كوه سربلند
من بجات اشك مي ريزم تو به جاي من بخند
(علیرضا بندری)
سه شنبه هجدهم بهمن 1384
خونبهاي عشق/سراينده:سعيد امير اصلاني/آهنگساز:سعيد ذهني/خواننده:امير كريمي
به شبانه رو گرفتناي ماه
كه مي گيره سايه ها رو از نگاه
به صداي مويه تو گلوي چاه
تا عروج سرخ و تيغ سجده گاه
از تقرب شريف اشك و آه
تا تمام گريه تو شب سياه
***
مي شه از تو گفت و بارون شد و شست
از دلاي تيره زنگار غمو
مي شه از تو گفت و تا هميشه ديد
فصل فصل حيرت دمادمو
***
فخر امروز و هزاره هاي دور
مردي از سلسله ي كريم نور
شاه بوريا نشين بي سرير
مردي از زلال لحظه ي حضور
مرد آيه هاي نور و آفتاب
زاير غريب كوچه هاي خاك
مرد شمشير و عدالت و كلام
مرد خاموشي و جذبه هاي ناب
***
خونبهاي عشق محراب تو بود
اي كرامت هميشه جاودان
وامدارن تمومه عاشقا به تو
مثل معتاي زمين به آسمان
(سعید امیر اصلانی)
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384
فاصله
فاصله يه حرف سادس بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با كدومه شنيدن يا نشنيدن
ما مي خواستيم از درختا كاغذ و قلم بسازيم
بنويسم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم
آينه ها اون جا نبودن تا ببينيم كه چه زشتيم
رو درخت با نوك خنجر زنده باد درخت نوشتيم
زنگ خوش صداي تفريح واسمون زنگ خطر شد
همه ي چوباي جنگل دسته ي تيغ تبر شد
اگه حرفمو شنيدي جنگلو نده به پاييز
كاري كن درخت باغچه تن نده به خنجر تيز
با جوونه ها يكي شو قد بكش نگو كه سخنه
جنگل تازه به پا كن هر يه آدم يه درخته
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384
تصور کن/سراینده:یغما گلرویی
تصور كن اگه حتي تصور كردنش سخته
جهاني كه هر انساني تو اون خوش بخته
جهاني كه تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نيست
جواب هم صدايي ها پليس ضد شورش نيست
نه بمب هسته اي داره نه بمب افكن نه خمپاره
ديگه هيچ بچه اي پاشو روي مين جا نمي ذاره
همه آزاد آزادن همه بي درد بي دردن
تو روزنامه نمي خوني نهنگا خود كشي كردن
جهاني رو تصور كن بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خود كامه بدون وحشت و تابوت
جهاني رو تصور كن پر از لبخند و آزادي
لبالب از گل و بوسه پر از تكرار آبادي
تصور كن اگه حتي تصور كردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلوت پر مي شه از سرمه
تصور كن جهاني رو كه زندان توش يه افسانه س
تمام جنگاي دنيا شدن مشمول آتش بس
كسي آقاي عالم نيست برابر با همن مردم
ديگه سهم هر انسانه تن هر دونه ي گندم
بدون مرز و محدوده وطن يني همه دنيا
تصور كن تو مي توني بشي تعبير اين رويا
دوشنبه نوزدهم دی 1384
قید منو دیگه بزن.../خواننده:حامد هاکان،محسن چاووشی
حقته بي قراري شيون و گريه زاري
تو هموني كه مي گفتي هيچي دوسم نداري
فرقي اگه نداره بود و نبودن من
پس چرا غرق اشكي موقيه رفتن من
قيد منو ديگه بزن كه دارم از اين جا مي رم
تنها مي دم دل به سفر دست تورم نمي گيرم
فرقي اگه نمي كنه گريه و زاري چي چيه
برنمي گردم تا نگي اون كه تو قلبته كيه
دوشنبه نوزدهم دی 1384
زیر بارونای عمرت.../خواننده:حامد هاکان،محسن چاووشی
زير باروناي عمرت تك و تنها آس و پاسم
خسته ي خسته ي خسته عاشقم يا بي حواسم
هق هق ابر سياهم بي تو افتاد به شماره
بي تو من در پي مرگم با يه چشمك يا اشاره
عسل ناب نگاهت شرط مسموم صداقت
قصه هاي عاشقونه ت خنجري پشت رفاقت
كه از اول قصه دلت از دلم جدا بود
اين پري رو تو سوزوندي نگو كه كار خدا بود
دوشنبه نوزدهم دی 1384
غم میون دو تا چشمون.../خواننده:کورش یغمایی
غم ميون دوتا چشمون قشنگت، لونه كرده
شب رو موهاي سياهت، خونه كرده
دوتا چشمون سياهت، مث شبهاي منه
سياهي هاي دو چشمت، مث غمهاي منه
وقتي بغض از مژه هام پايين مياد، بارون ميشه
سيل غم آباديمْ، ويرونه كرده
وقتي با من مي موني، تنهاييمْ باد ميبره
دو تا چشمام بارون شبونه كرده
بهار از دستاي من پر زد و رفت
گل يخ توي دلم جوونه كرده
تو اتاقم دارم از تنهايي آتيش ميگيرم
اي شكوفه توي اين زمونه كرده
چي بخونم؟ جوونيم رفته، صدام رفته ديگه
گل يخ توي دلم جوونه كرده
چي بخونم؟ جوونيم رفته، صدام رفته ديگه
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384
آدما(زیر آسمون شهر)-خواننده:امیر تاجیک/سراینده:محمدعلی شیرازی
بعضی واژه ها یه رازن بعضی واژه ها بی معنان
آدما نقشای رنگین گاهی شادن گاهی غمگین
آخه زندگی بنا نیست که سراسر باشه شیرین
زیر آسمون این شهر چرا دشمنی چرا قهر
وقتی که می شه تهی کرد جام زندگی رو از زهر
(محمد علی شیرازی)
یکشنبه سیزدهم آذر 1384
یار دبستانی خواننده:فریدون فروغی
چوب الف بر سر ما بغض من وآه منی
حک شده اسم من وتو رو تن این تخته سیا
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تمومه علفاش
خوب اگه خوب بد اگه بد مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه
شنبه دوازدهم آذر 1384
یاد من باش
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم
یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت گر گرفتنو بلد شد
اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش
تا ابد تا ته دنیا تو همیشه یاد من باش
رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم
یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت گر گرفتنو بلد شد
اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش
تا ابد تا ته دنیا تو همیشه یاد من باش
جمعه یازدهم آذر 1384
امروز که محتاج توام...
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
بر من نفسی نیست ، نفسی نیست
در خانه کسی نیست
نکن امروز را فردا
بیا با ما که فردایی نمی ماند
که از تقدیر و فال ما
در این دنیا کسی چیزی نمی داند
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم به تو بر می خورم اما
در تو شده ام گم به من دسترسی نیست
نکن امروز را فردا
دلم افتاده زیر پا
بیا ای نازنین ای یار
دلم را از زمین بردار
در این دنیای وانفسا
تویی تنها ، منم تنها
نکن امروز را فردا ، بیا با ما ، بیا تا ما
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
در این دنیای نا هموار
که می بارد به سر آوار
به حال خود مرا نگذار
رهایم کن از این تکرار
آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است
حیثیت این باغ منم
خار و خسی نیست
پنجشنبه دهم آذر 1384
نرو-خواننده:رضا صادقی/سراینده:محسن بوالحسنی
نرو تو هم مث من نمی تونی دووم بیاری نرو
تو هم مث من تو غصه کم میاری نرو
نرو
تو هم می پوسی میمیری بی من نرو
تو هم طاعون غم می گیری ای من نرو
نرو
تو که می دونی من بی تو تو بی من یعنی حسرت
تو که میدونی بی جواب می مونه عشق و عادت
تو که می دونی کم می شم
تو که می دونی کم میشی
تو که می دونی هم آغوش غم می شی نرو
(محسن بوالحسنی)
