شنبه چهاردهم بهمن 1385
محرم و ...
ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایت
یک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رهایت
سه شنبه پنجم دی 1385
یاد مرگ ناصر عبداللهی

ناصریا!
عشق تو حقه
ولی دنیا پر ناحقه...
دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زد و رفت
یکشنبه پنجم آذر 1385
به یاد بابک بیات
هنوز خون عمران خشک نشده...
این بار
بابک بیات

بابک بیات پس از پیروزی انقلاب از ایران خارج نشد و به فعالیت هایش در ایران ادامه داد.او فعالیت موسیقی را در شرکت ابتکار همراه با دوستش ابراهیم زال زاده و با کاست قاصدک آغاز کرد و برای نوار های آن شرکت موسیقی ساخت . پس از آن برای کاست های خروس زری پیرهن پری ، سکوت سرشار از ناگفته هاست و چیدن سپیده دم احمد شاملو موسیقی ساخت.
بابک بیات ساخت موسیقی فیلم را بعد از انقلاب با فیلم مرگ یزدگرد ساخته ی بهرام بیضایی آغاز کرد و پس از آن در سال ١٣٦٢ موسیقی فیلم های نقطه ضعف و ریشه در خون را ساخت و در سال های بعد از آن موسیقی فیلم های اتوبوس ، شاید وقتی دیگر و مسافران را ساخت ، که در سال ١٣٦٤ در چهارمین دوره ی جشنواره ی فیلم فجر از او برای ساخت موسیقی فیلم اتوبوس تقدیر شد . در سال ١٣٦٥ برای فیلم طلسم موسیقی ساخت و در پنجمین دوره ی جشنواره ی فیلم فجر برای ساخت موسیقی این فیلم کاندید بهترین آهنگ ساز شد در سال بعد از آن نیز برای ساخت موسیقی فیلم شاید وقتی دیگر کاندید شد.همچنین او در آن سال ها برای سریال موفق سلطان و شبان ساخته ی داریوش فرهنگ موسیقی ساخت .بابک بیات در سال ١٣٦٩ بالاخره برای ساخت موسیقی فیلم عروس ساخته ی بهروز افخمی برنده ی سیمرغ بلورین بهترین موسیقی فیلم در دهمین دوره ی جشنواره ی فجر شد.او در دهه ی هفتاد همچنان فعالیتش را در عرصه ی موسیقی فیلم ادامه داد که برای فیلم های مسافران ساخته ی بهرام بیضایی و روز شیطان در آن سال ها کاندیدای بهترین موسیقی فیلم شد .
در سال ١٣٧٥ در جشن صد سالگی سینما وقتی که از بین چهار کاندیدا دو بار نامش اعلام شد سیمرغ بلورین بهترین آهنگ سازی برای صد سالگی سینما را دریافت کرد.در همان سال نیز در پانزدهمین جشنواره ی فیلم فجر برنده ی سیمرغ بلورین برای ساخت موسیقی فیلم های مردی شبیه باران و سرزمین خورشید شد.در جشن خانه ی سینما نیز از او برای ساخت موسیقی فیلم ساحره تقدیر شد .در سال ١٣٨١ در مراسمی که در شیراز برگزار شد از بابک بیات و چهار هنرمند دیگر تقدیر شد در همان سال نیز مراسمی دیگر برای تقدیر از یک عمر فعالیت بابک بیات در زمینه ی موسیقی برگزار شد که درآن مراسم پیام هایی از ایرج جنتی عطایی ، بهرام بیضایی و .... قرائت گردید.هم اکنون او فعالیتش را در زمینه ی آهنگ سازی بیشتر برای آهنگ سازی روی آهنگ های مانی رهنما ادامه می دهد . آهنگ های پرنده ، آی آدم ها و با کوچه آواز رفتن نیست با شعر یار قدیمی او ایرج جنتی عطایی از جمله ی آن آهنگ هاست.
از دیگر فعالیت های او می توان به تدریس موسیقی در دانشگاه تهران اشاره کرد.آهنگ های بابک بیات ماندنی ، عظیم و با شکوه است . موسیقی فیلم فریاد زیر آب او را بعد از سال ها مردم کوچه و بازار هنوز زمزمه می کنند.
یکشنبه پنجم آذر 1385
به یاد عمران صلاحی
مرا به نام کوچکم صدا بزن
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385
به بهانه ی زادروز حضرت فاطمه(س)و روز مادر
به بهشت نمی روم
اگر
مادرم آنجا نباشد.
"حسین پناهی"
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385
به یاد شریعتی
۲۹ خرداد یاد روز شهادت علی شریعتی
خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز
خود چگونه مردن را خواهم آموخت.

یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
یا زهرا
یا زهرا (ع)
ما شقایق های باران خورده ایم
سیلی ناحق فراوان خورده ایم
ساقه احساسمان خشکیده است
زخم ها از تیغ وطوفان خورده ایم
چهارشنبه سوم خرداد 1385
یاد روز آزادی خرمشهر
جماعت یه دنیا فرقه بین دیدن و ندیدن
برین از اونی بپرسین که شنیده ها رو دیدن
راز سنگرای عشق و باید از ستاره پرسید
التهاب تشنه ها رو کی می دونه غیر خورشید...
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385
28 اردیبهشت زاد روز حکیم عمر خیام
هر سبزه که بر کنار جویس رسته است
گویی ز لب فزشته خویی رسته است
پا تا سر سبزه ای به خاری ننهی
کین سبزه ز خاک لاله رویی رسته است
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385
یاد روز فردوسی
۲۵ اردیبهشت یادروز استاد سخن ابوالقاسم فردوسی
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
(واقعا که دستت درد نکنه استاد)
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385
به یاد حسین خان منزوی
۱۶ اردیبهشت از بهاری شاعر کش منزوی به انزوای خاطر پوسیدمان پیوست.
ای وای ای وای ...
چگونه بال زنم تا به ناكجا كه تويي
بلندمي پرم اما ، نه آن هوا كه تويي
تمام طول خط از نقطه ي كه پر شده است
از ابتدا كه تويي تا به انتها كه تويي
ضمير ها بدل اسم اعظم اند همه
از او و ما كه منم تا من و شما كه تويي
تويي جواب سوال قديم بود و نبود
چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا كه تويي
به عشق معني پيچيده داده اي و به زن
قديم تازه و بي مرز بسته تا كه تويي
به رغم خار مغيلان نه مرد نيم رهم
از اين سغر همه پايان آن خوشا كه تويي
جدا از اين من و ما و رها ز چون و چرا
كسي نشسته در آنسوي ماجرا كه تويي
نهادم آينه اي پيش روي آينه ات
جهان پر از تو و من شد پر از خدا كه تويي
تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده اي
نوشته ها كه تويي نانوشته ها كه تويي
(حسین منزوی)
جمعه یکم اردیبهشت 1385
1 اردیبهشت یاد روز سعدی
به جان خسته دلان سعدیا که ملک وجود
نیرزد آن که دلــــــی را ز خـود بیازاری
دوشنبه هشتم اسفند 1384
به بهانه ی یادروز خواجه نصیر الدین توسی
هشتم اسفند یادروز خواجه نصیر گرامی باد
افسوس که هر چه برده ام باختنیست...
یکشنبه نهم بهمن 1384
صادق هدایت
در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.
در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.
در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد.

جمعه یازدهم آذر 1384
به بهانه ی مرگ منوچهر آتشی
(آتشی) مرد اما آب از آب تکان نخورد.
یک بامداد
-یک صبح راستین-
خورشید اگر به کام تو بر می آید
...
یک قاب کوه و دامنه
یک پنجره پرنده اگر با تو می رسید
...
یک دشت پهن لاله ی تر!
نه!
یک کاسبرگ خنده
یک آه
از فراغ و دل آسودگی
- ای خسته ی ملول و سمج!
ای سنگ زنده
صبر مجسم! -
یک زندگی شکست گوارایت می بود
(منوچهر آتشی)


